مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
251
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در عالم فرودين به نبوت رسيده ، بدان مىرسد . و بعضى پنداشتهاند كه فرشتگان ابعاض و اجزايى از وجود خدايند و در نظر ايشان خداى تعالى چيزى است بسيط و روحانى و اميّة بن ابى الصلت فرشتگان را در شعر خويش شاگردان و ياران خداى ناميده است . و در اين باب مقالات متباين بسيارى است و اين باب چيزى نيست كه با عقل بتوان به آن رسيد و ليكن قابل شناخت هست . و چون راه شناخت آن اين است ، پس ديگر براى باز گرداندن آنچه از طريق خبر به دست مىآيد به غير خبر ، راهى نيست . در ياد كرد صفات فرشتگان ابن اسحاق [ و ] واقدى روايت كردهاند [ 1 ] كه پيامبر ( ص ) گفته است : « آيا نمىخواهيد كه با شما دربارهء فرشتهاى از فرشتگان خداى كه پروردگارم مرا به سخن دربارهء آن اجازت داده است سخن بگويم ؟ » گفتند : « آرى ، اى پيامبر خداى . » پس پيامبر گفت : « خداى تعالى را فرشتهاى است كه با گام خويش زمين فرودين را شكافته و از هواى ما بين آن خارج شده ، چندان كه سرش در زير عرش قرار دارد ، سوگند به كسى كه زندگانى محمد ( ص ) در دست اوست اگر پرندگان در فاصلهء گردن تا لالهء گوش او پرواز كنند هفتصد سال بگذرد و اين فاصله تمام نشود . » و ابن جريج از عكرمه از ابن عباس ( رض ) روايت كرده است كه پيامبر ( ص ) به جبرئيل گفت : « من دوست دارم كه تو را بر همان صورتى كه در آسمانها هستى ، ببينم . » جبرئيل گفت : « نيروى آن را ندارى . » گفت : « دارم . » جبرئيل گفت : « در كجا مىخواهى كه متصور شوم ؟ » پيامبر گفت : « در ابطح . » [ 2 ] جبرئيل گفت : « گنجاى مرا ندارد . » پيامبر گفت : « در عرفات . » و اين شايستهتر است . [ 3 ] پس جبرئيل با او وعدهء ديدار نهاد و پيامبر ( ص ) در وقت ، بيرون آمد ، ناگاه ديد كه جبرئيل از كوههاى عرفات آشكار شد در حالى كه ميانهء مشرق و مغرب را پر كرده و دو سوى افق را سد كرده است سرش در آسمان است و پاهايش در زمين و چند هزار پر دارد كه از آنها نقشهاى رنگ رنگ ، پراكنده مىشود و چون پيامبر او را ديد بيهوش گشت . پس جبرئيل از صورت خويش به همان صورتى درآمد كه هميشه نزد پيامبر مىرفت و آن صورت دحيهء كلبى فرزند خليفة بن فروهء كلبى بود . پس او را به سينه
--> [ 1 ] در متن : « روى ابن اسحق الواقدى » . [ 2 ] ابطح : محلى است ميان مكه و منى . رك : ياقوت معجم البلدان ، ج 1 ، ص 74 . [ 3 ] عبارت مشكوك است و احتمالا افتادگى دارد .